شعرنو
با خاطره آنکه خود میدانم وفقط او میداند
وقتی پیچک یادش
شش گوشه ی حواسم را احاطه کند
خواب را فراموش میکنم
ودریا را
به ضمانت فراقش
توفانی تر ازهمیشه موج خواهم زد …
خاطره آن شب…
…
مدیریت سایت
شعرنو
با خاطره آنکه خود میدانم وفقط او میداند
وقتی پیچک یادش
شش گوشه ی حواسم را احاطه کند
خواب را فراموش میکنم
ودریا را
به ضمانت فراقش
توفانی تر ازهمیشه موج خواهم زد …
خاطره آن شب…
…
مدیریت سایت
تفسیر چشمهای ترا من
دردفترکدام واژه بجویم.
یا با کدام کلامی
دروصف آن نگاه دل آویز
تعبیرعاشقانه بگویم
چشمان تو حکایت دریاست
تشبیه من حکایت ماهی
خواهی اگرکه زنده بمانم
ما را
درعمق آن نگاه
درآمیز.
مدیریت سایت

ﺍﯾﻦ ﻋﻘﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺗﺤﺴّﺮ
ﺍﯾﻦ چهره ﻫﺎﯼ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ
ﺩﺭﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﺑﯽ ﺛﻤﺮ ﺧﻮﯾﺶ
ﺣﻮﻝ ﻣﺪﺍﺭﺗﺨﯿﻞ
ﮔﺮﺩﻣﺴﯿﺮﺗﻮﻫﻢ
ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ
ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭﺩﻟﺸﻜﺴﺘﻪ ﻭﻧﺎﺷﺎﺩﻭﻧﺎﻣﺮﺍﺩ
ﺩﺭﺧﻠﺴﻪ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺁﻣﺎﻝ ﻭﺁﺭﺯﻭ
ﭼﺮﺥ ﮔﺬﺍﺭ…
….
مدیریت سایت
برزورقي سپيد نجواكنان دربيكران قلبهاي تپنده
آهسته مي روم
حرفم جوي محبتي ايست كه از انديشه بلند سعادت سرچشمه مي پذيرد
قصدم يگانگيست كه چون
…
مي توان همواره در باغ سرور در فضاي بينهايت نور بود
مي توان با گل نشست
مي توان در خلوت پاك سحر ميهمان شبنم انديشه بود
خنده بود و شور بود
…
ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ
ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺗﻜﺜﺮﻭ ﺯﺍﯾﺶ
ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ ، ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻭﺳﺘﺎﯾﺶ
ﺯﻥ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﭘﺮ ﺗﻜﺮﺭ ﺑﻮﺩﻥ
ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﺣﯿﺎﺕ ،ﯾﻌﻨﯽ، ﺷﻌﺮﻭﺟﻮﺩ ﺳﺮﻭﺩﻥ.
ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ ، ﺑﺎﻝ ﭘﺮﯾﺪﻥ ﻫﺮﻣﺮﺩ
…
مدیریت سایت
ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﻣﯿﺮﻭﻯ
ﭼﻮﻥ ﺁﻣﺪﻧﺖ
ﻛﻪ ﺳﻮﺍﺭﺑﺮﭘﺮﯾﺸﺎﻧﻰ ﺑﺎﺩ ﺑﻮﺩ
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
ﺯﯾﺮﺍﻫﻤﯿﺸﻪ ﻭﺩﺭﻫﻤﻪ ﺣﺎﻝ
ﺳﺮﻣﺎﻯ ﺣﻀﻮﺭﺍﻧﺪﻛﺖ
ﮔﺮﻣﺎﻯ ﺷﻮﻕ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺨﺸﻜﺎﻧﺪ
…
مدیریت سایت
خطر
دستم ببند.
چشمم بگير
اما دراين ميان
دركارزارشعروشعورم
خطرمكن
لبهاى تشنه ام
باسوزنت بدوز
امابه باغ باور ذهنم
نظرمكن
پايم به ريسمان نيازت ببند سخت
…
مدیریت سایت
توراست می گفتی
باید بروم
بس است دیگر
این دلواپسی
این سردرگمی
نمیدانم
شاید جایی که میروم
آرامشی بیابم
زیرا میخواهم
…
ﻣﻦ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺍﻡ
ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﭼﻤﻦ ﺯﺍﺭﯼ ﺑﻜﺮ،
ﺳﺎﺣﻠﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻏﺮﻭﺑﯽ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ
ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﻛﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺗﺎ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﻃﺎﻗﺖ ﺳﻮﺯ
ﻛﻪ ﭘﻨﺪﺍﺭﯼ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ
ﻭﻓﺮﺻﺘﻬﺎﯼ ﺑﺎﻃﻞ ﺷﺪﻩ
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻛﻪ ﺷﺎﯾﺪ،ﺷﺎﯾﺪ،ﺷﺎﯾﺪ
ﺭﻭﺯﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺎﺑﻢ
ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺗﺎﺭﯾﻚ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻛﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺷﻌﺎﻉ ﺍﻣﯿﺪﯼ
ﻭﺷﺮﺍﺭﻩ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ
ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺍﺯﺁﻥ ﺑﺪﺭﻭﻥ ﺁﯾﺪ
ﻭ ﺭﯾﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﻗﻨﺪﯾﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻘﻒ ﺍﻣﯿﺪ
ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﻌﻠﻖ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺁﻧﯽ ﺑﺨﺸﻜﺎﻧﺪ.
ﻣﻦ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺍﻡ
ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻏﺮﻭﺑﯽ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻭ……
مدیریت سایت