بار دیگرعشق حق ، لبریز عشقی تازه شد
روشنی بخش شب عشاق ، با جانانه شد
بزم گاه عاشقان را ،شور و حال دیگری است
محرمی دیگر به لطفش ،ساکن آن خانه شد
دهر زین ایثار ها ، انگشت حیرت بر دهان
آسمان زین شورها، در اضطراب و ناله شد
…
بار دیگرعشق حق ، لبریزعشقی تازه شد
روشنی بخش شب عشاق با جانانه شد
بزم گاه عاشقان را شور و حال دیگری است
محرمی دیگر به لطفش ساکن آن خانه شد
دهر زین ایثار ها انگشت حیرت بر دهان
آسمان زین شورها در اضطراب و ناله شد
جمله مستان رخ محبوب مستان رخش
ساقی طالب به کنج خلوت میخانه شد
عطر بزم عارفان و مشک کوی سالکان
در طواف شمع محبوب خدا پروانه شد
خنده برلب جان به کف آماده در راه وصال
رفت تا اوج فدا فانی شد و فرزانه شد
محو دیدار لقای حق سر و جان باختن
شیوه ی آن پاکباز و راه آن مستانه شد
فیض حق چون ابر می بارد به دشت زندگی
وه چه زیبا لایق الطاف آن جانانه شد
جمله مرغان وفا را شیوه ی لحن خوشش
عندلیب خوش بیان و شکر آن لانه شد
اشکها بارید و ماتم ها کشید از هجریار
جامه ها بدرید و از شوق رخش دیوانه شد
چرخ گردون بر مراد دل چه زیبا ساختی
عاقبت شمع فروزان شب کاشانه شد
مدیریت سایت
بدون دیدگاه