به سایت ادبی ای دوست خوش آمدید .
  بازدید کننده محنرم ، ده مطلب آخر را در این صفحه مشاهده مینماید ، برای دیدن مطالب دیگر از صفحات دیگر و یا از کادر جستجو استفاده نماید.



 

مارا چه میشود؟

این چه زمانه ایست که ساخته ایپم؟

واین چه نقشی ایست که  درانداخته ایم؟

بیاد داریم سالها پیش که وقتی سخن از سست شدن بنیانهای اخلاقی بمیان میآمد

چگونه می هراسیدیم؟

وقتی می شنیدیم  که دردهای بشر با گسستن پیوندهای عاطفی و انسانی،

بیش از پیش خودرا نشان میدهد

جملگی میگفتیم :که…

 

مدیریت سایت

 

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

امــــــــيد



روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم را

دوستانم را ، مذهبم را و خلاصه زندگی ام را!

به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت کنم .

به خدا گفتم : آیا میتوانی دلیلی برای ادامه ی این زندگی

برایم بیاوری؟

و جواب او مرا شگفت زده کرد.

……….

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

بشنو

 

 

 

Be Easy On Yourself
بر خود سخت مگير.
Our days can sometimes be very confusing.
گاه بسيار آشفته ايم و سر در گم ،
We seems to have too many things to do
گويي كوهي از از كارها در برابر ماست،
too many problems to slove
و گره هاي بسيار كه بايد گشود .

http://www.m007.blogfa.com/

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

گفتگو با خدا 

 

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

 

God asked
خدا از من پرسید

 

?So you would like tointerview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

 

I said, If you have thetime
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

 

God smiled
با لبخندی گفت

……

 

فرستنده :ایمان

 

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

گرچه عده ای از آن بد مي گويند، گرچه هر روز بيشتر از روز قبل اخبار مشکلات آن را مي خوانم و مي شنوم، گرچه شواهد نشان مي دهد كه … و گرچه خيلي ها تحمل حتي يك روز ديگر ديدن آنرا ندارند،
لیک،گذشت هر روز، دور از او، مرا بيشتر دلتنگ مي كند و در دل كاملاً اطمينان دارم كه آينده آن آبستن طلايي ترين و مشعشع ترين حوادث عالم خواهد بود همچنان كه گذشته اش نيز.

نيازمندانه مشتاقم كه روزي به دور از هر قيد و بندي بازگردم و بهترين ايام زندگي خود را صرف شكوفايي و بالندگي آن نمايم. اي ايران عزيز،‌ اي وطن مألوف، تا ابد فكرت در وجود من اجين خواهد بود.

کجایی ای دیار دور ، ای گهواره‌ ی دیرین…
که از نو، تن به آغوشت سپارم در دل شب‌ها
به لالای نسیمت کودک ‌آسا دیده بربندم
به فریاد خروست دیده بردارم
ز کوکب‌ها سپس، صبح تو را بینم
که از بطن سحر زاید دیار دورِ من،
 ای خاک بی‌همتای یزدانی
خیالت در سر زرتشت و مهرت در دل مانی
 تو را ویران نخواهد ساخت فرمان تبهکاران
تو را در خود نخواهد سوخت آتش های شیطانی
اگر من تلخ می گریم، چه غم زیرا تو می‌خندی
و گر من زود می میرم، چه غم زیرا تو میمانی
بمان تا دوست یا دشمن تو را همواره بستاید                                                                                               

 نادر نادرپور
فرستنده : ر.س

 

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه
هزاران سال…

 
هزاران سال است که معنی عشق را تفسیر می کنیم
اما،گوشمان فقط با صدای طبل جنگ آشناست.
هزاران سال است که عشق مظلوم است و محبت مغلوب
درحالیکه، جنگ پیروز است و دشمنی غالب
هزاران سال است که می گوئیم جنگ هرگز
اما درمی یابیم که خون ریزی برای همیشه مقوله ای بوده است واجب
هزاران سال است که فریاد می زنیم زنده باد صلح
اما،
اما در سخن، صلح مفهومی بوده است تا حدی لازم
………..
نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه
یاد تو
 
 
یاد تو، یادآورآن حالتی است که چونان کودکی سبکبال و رها، درمیان دشتهای خاطره اش پرسه می زند.
کودکی که بی هیچ چمداشتی، آفتاب را و صبح را و بادرا ،صادقانه به خلوت خویش می خواند.
یادآوری خاطرات جاودانه تو،
 توصیف منظره زیبائی است که درگستره سرسبز آن
 ودرتلولوی خورشید بیکران،که با نسیم دل انگیزصبح می رقصد
پروانه های عاشقی را می بینی که فقط برای حضورتو بال می گشایندو….
نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

هفت روز آفرينش

 

پس از خلق هستي و كائنات، پروردگار، انسان را آفريد و برا ي حيات  او همه چيز را مهيا ساخت

لاكن اين براي زندگاني آدمي كفايت نمي نمود زيرا سكون و آرامشي غريب هستي آدمي را در بر گرفته بود

لذا خداوند تصميم بر آن گرفت تا در ضمير و كينونت آدمي خلقي ديگر ايجاد نمايد و ازاين تغيير، انسان را از زندگاني يكنواخت و كسل كننده نجات دهد بنا براين قصد خويش را چنين به انجام رسانيد:

…..

مديريت اي دوست

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

عشق و زمان

در جزیره ای زیبا تمام حواس، زندگی می کردند: شادی، غم، غرور، عشق و…
روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.
 همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند.
اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند،
چون او عاشق جزیره بود.وقتی……

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه

حال من خوب است اما تو باور نکن

 

 

 

 

سلام ؛
حال من خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . . .
با این همه اگر عمری باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمانم . . . تا یادم نرفته است بنویسم:
دیشب در حوالی خواب هایم ، سال پر بارانی بود . . . خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی ، باران ببارد اما دریغ که رفتن ، راز غریب این زندگیست رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .
می دانم ، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است ! انگار که تعبیر همه رفتن ها ، هرگز باز نیامدن است .
بی پرده بگویمت : می خواهم تنها بمانم در را پشت سرت ببند بی قرارم ، می خواهم بروم ، می خواهم بمانم ؟! هذیان می گویم ! نمی دانم . . . نه عزیزم ، نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد ، بی کنایه و ابهام پس از نو می نویسم: سلام! حال من خوب است اما تو باور نکن . . .  

 

 

                 فرستنده : hasti

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر | لینک پست / ادامه