میلیاردها سال است
که زمین می گردد
و خورشید می تابد
و ستارگان می درخشند
و … زمان میگذرد
و کهکشان ها
سردرگم وگیج از انفجار بزرگ
در فضا سرگردانند
و این هنوز قسمتی کوچک از عظمت هستی است
اما ، بشر
با عمری کمتر از یک صدهزارم ثانیه ی کهکشانی
ایستاده بر ذره ی غباری کوچک
بنام زمین
رو به آسمان فریاد میزند
و حریف می طلبد
در حالیکه صدایش را
جز خویشتن خویش
کسی نمی شنود
آری
تنها غرور بشر است
که با عظمت هستی ، برابری میکند.
نویسنده : admin | موضوع : قطعه ادبی | دیدگاه : بدون نظر
بدون دیدگاه