به سایت ادبی ای دوست خوش آمدید .
  بازدید کننده محنرم ، ده مطلب آخر را در این صفحه مشاهده مینماید ، برای دیدن مطالب دیگر از صفحات دیگر و یا از کادر جستجو استفاده نماید.



 

 

 

اینک در این زمانه آشوب

در التهاب ناله و فریاد

انسان اسیر دست جهالت

مصلوب درد و فتنه و بیداد

دراین جهان پر از درد

طوفان سخت و غریبی است

هرجا که خیمه خیمه ی عشق است

او را ز شر و فتنه نصیبی است

دراین سرای تیره و تاریک

می بینم از ستاره جهانی

در گیرو دار جنگ و تعصب

از صلح و اتحاد نشانی

مدیریت سایت

 

اینک در این زمانه ی آشوب

در التهاب ناله و فریاد

انسان اسیر دست جهالت

مصلوب درد و فتنه و بیداد

دراین جهان پر از درد

طوفان سخت و غریبی است

هرجا که خیمه خیمه ی عشق است

او را ز شر و فتنه نصیبی است

دراین سرای تیره و تاریک

می بینم از ستاره جهانی

در گیرو دار جنگ و تعصب

از صلح و اتحاد نشانی

*****************

آنجا که خیمه گاه تباهی است

بیداد ، چون

آذرخش مهیبی است

که از زمین

می سوزد اینچنین

کاشانه محبت و عشق و برادری

وز غرشش ،که غریب است و هولناک

می گیرد اینچنین

جان های پاک را

می پاشد آشیانه مهر و برادری

از آسمان سبز

تا سطح خاک را

***************

ای اسوه های عشق

ای آیه های صبر و شکیبائی و وقار

ای منتهای جلوه ی ایثار

کاین آذرخش نور

که مهر است و راستی

از صبرتان به سوی فلک راه می کشد

از سوز جانگداز شما ، آسمان عشق

صد آه می کشد

************

ای عاشقان طلعت بیچون

در ظلمت زمان

در شام بی فروغ تمدن

در جهل تیره ی دوران

همچون ستاره ها

تابیدنی به وسعت خورشید

گسترده ای به پهنه ی دریا

*************

ای ذره های کوچک عاشق

از شوق روی کیست

که همگام می شوید

ای ذره های کوچک بی نام

از قدرت کلام کدامین پیمبر است

که یک نام می شوید

***********

من با توام

تو که در قلب کوچکت

مهر است و دوستی

در ذهن روشنت

اندیشه های ژرف

در هر کلام تو که زلال است و پرامید

صدها هزار حرف

در گلشن بهار قلب تو ای تازه ی وجود

گلهای  تازه ای است

**************

ای بوته های  بهاران آرزو

در تند باد ناخوش دوران

هر برگ تان که ز شاخی جدا شود

هر غنچه تان که در گذر باد

به آنی فنا شود

ناگه شود پدید

صد برگ تازه ای

صد غنچه ی  قشنگ

صدها جوانه ای

***********

آری

من با توام

تو که ناگه چنین ز خاک

رفتی به آسمان

از خاک بر شدی

رفتی به جایگاه بلند ستارگان

آری ازین جهان به جهان دگر شدی

*********

اینک ، من

همراه تو

می خوانم این سرود

این شعر تازه را

تا سرخوش از شراب وصالش

پا در مسیر نور گذاریم

زیرا

ما ذره های کوچک نوریم تک به تک

همچون ستاره ها

آتشفشان عشق و سروریم جملگی

همچون شراره ها

************

آندم که آسمان وفا عطر دوست را

در خویش پرورد

یکدل تمام یکسره امید می شویم

در کهکشان تیره و تاریک این جهان

ما ذره های نور

خورشید می شویم

خورشید می شویم

مدیریت سایت

نویسنده : admin | موضوع : شعر نو | دیدگاه : بدون نظر

اين مطلب توسط ارسال شده درباره ایشان: