ازخانه ما تا عالم ملكوت

چرا نمي توان براستي دراين دنيانشاني از مهرباني گرفت؟
چرا نمي توان خيمه دوستي و صلح و محبت رابر كره زمين استوار نمود؟
چرا نمي توان يكدلي و اتحاد را مستقر ساخت؟
…………….؟
مدیریت ای دوست
ازخانه ما تا عالم ملكوت
چرا نمي توان براستي دراين دنيانشاني از مهرباني گرفت؟
چرا نمي توان خيمه دوستي و صلح و محبت رابر كره زمين استوار نمود؟
چرا نمي توان يكدلي و اتحاد را مستقر ساخت؟
جنگ، ستم، فقر وفساد تنها نشانه هاي كوچكي از سردرگمي انسان،دراين كره خاكند و ناله و فرياد انسانهاكه با درد و غم ورنج آكنده است نشاني براين مدعا.
آخر چرا بشرهنوز در طي قرنها ي بيشمار نتوانسته است زندگاني خويش را بر ابتدائي ترين و ساده فهم ترين مفاهيم اخلاقي بنا سازد؟
آيا براي او قابل فهم تر از عشق ،محبت،اتحاد،،صداقت و بسياري ديگر از فضيلتها ،چيزي وجود دارد؟
نكند اصولا مطلب ، مطلب ديگريست؟ از دو حال خارج نيست يا تعريف بشر تعريف ديگري دارد ويا آنكه كره خاك در شان واندازه بشر نيست .
براستي آيا كره خاك سزاوار انسان است؟
آيا كره خاك لايق موجوداتي جز انسان نيست؟
اگرتعريف انسان را با همين حد واندازه وآن چيزي كه انسان شناسان تشريح نموده اند بپذيريم بايد اذعان نمائيم كه انسان نمي تواند بر اين كره خاك آسوده زندگاني نمايد . او نمي تواند بر اين گردونه خاكي بياسايد.چرا؟ زيرا او
نمي تواند نيازهاي متنوع خويش رادرآن بيابد- نمي تواند به آمال وآرزوي بلند خويش دست يابد .نه اونمي تواند نه اينكه نمي خواهد خواسته هاي او هرگز هماهنگ با توانائيهايش نيست – خواسته هاي او هرگز هماهنگ با امكانات موجود در كره خاك نيست- انديشه بلند و روح متعالي او هرگز با توانائيهاي اندك و قواي جسمي محدودوضعيف او در اين كره سازگار نيست– او محدود و پا بسته است
چرا؟آيا اوبراستي وبه تعبيري مهمان ناخوانده اين سر زمين است؟اگر بپذيريم او از مكاني آمده كه به گواهي اديان الهي مملواز امكانات نامتناهي ولوازم بسيار بوده است بنحوي كه او با همين توانائي جسمي اندكش به آساني و به سرعت به آرزوهاي بلند خويش جامه عمل مي پوشانيده است.،بايداذعان نمائيم كه اين كره خاك درشان واندازه انسان نيست.
اديان گواه براين مطلبندكه انسان به اشتباه پدر يا مادر(آدم ياحوا) از ملك واقعي خويش(بهشت برين با امكانات بيشمار) رانده شده و به جبرالهي در اين سرزمين سكني گزيده است.
سئوال ساده اينجاست كه اگرحال او بخواهد دوباره به سرزمين واقعي خويش برگردد چه بايد بكند؟
وجواب ساده تر از آن اينكه او بايد تقاس اشتباه پدرومادر(آدم وحوا) خويش را بدهد ،لذا بايد بر حسب دستور ات وتعاليم پروردگار دراين عالم عمل نموده ودرپايان زندگي وپس ازمرگ،در امتحان اعمال ورفتار و افكارشركت نموده وبا كسب نمره قبولي پاي در آن سرزمين موعود گذارد.
آري اينست شرط ورود انسان به عالم ملكوت
بدون دیدگاه