به سایت ادبی ای دوست خوش آمدید .
  بازدید کننده محنرم ، ده مطلب آخر را در این صفحه مشاهده مینماید ، برای دیدن مطالب دیگر از صفحات دیگر و یا از کادر جستجو استفاده نماید.



 

گفتگو با خدا 

 

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

 

God asked
خدا از من پرسید

 

?So you would like tointerview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

 

I said, If you have thetime
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

 

God smiled
با لبخندی گفت

……

 

فرستنده :ایمان

 

گفتگو با خدا

 

I dreamed I had an interview with God
در رویا دیدم که دارم با خدا حرف میزنم

God asked
خدا از من پرسید

?So you would like tointerview me
مایلی از من چیزی بپرسی؟

I said, If you have thetime
من گفتم، اگر وقت داشته باشید

God smiled
با لبخندی گفت

My timeis eternity
وقت من ابدی است

?What questions do you have in mind forme
چه پرسشی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

I asked
پرسیدم

?Whatsurprises you most about human kind
چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد

That they get bored withchildhood
آدم ها از بودن در دوران کودکی خسته می شوند

They rush to grow up, andthen
عجله دارند زودتر بزرگ شوند، و سپس

long to be childrenagain
حسرت دوران کودکی را می خورند

That they lose their healthto make money
اینکه سلامتی خود را صرف کسب ثروت می کنند

And then
و سپس

Lose theirmoney to restore their health
ثروتشان را دوباره خرج بازگشت سلامتیشان می کنند

Thatby thinking anxiously about the future
چنان با هیجان و نگرانی به آینده فکر می کنند

They forget the present
که از زمان حال غافل می شوند

Such that they live inneither the present
آنچنان که دیگر نه در حال زندگی می کنند

And not thefuture
و نه در آینده

That they live as if they will neverdie
اینکه چنان زندگی می کنند که گویی هیچوقت نخواهند مرد

And die as if they hadnever lived
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند

God’s hand took mine
خداوند دستهای مرا در دست گرفت

And we were silent for a while
و ما برای لحظاتی سکوت کردیم

Then I asked
سپس من پرسیدم

As the creator ofpeople
به عنوان خالق انسانها

?What are some of life’s lessons you want them tolearn
می خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replied with asmile
خداوند با لبخند پاسخ داد

To learn they can not make any one lovethem
یاد بگیرند که نمیتوانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند

But they cando is let themselves be loved
اما می توانند طوری رفتار کنند که محبوب دیگران شوند

Tolearn that it is not good to compare themselves to others
یاد بگیرند که خود را با دیگران مقایسه نکنند

To learn that a rich person is not one who has themost
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد

But is one who needsthe least
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد

To learn to forgive bypracticing forgiveness
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی

To learnthat it only takes a few seconds to open profound wounds in those theylove
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طول می کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش دارید ایجاد کنید

But it can take many years toheal them
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید

To learn that thereare people who love them dearly
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند

But simply have not yet learned how to express or show theirfeelings
ولی نمیدانند چگونه احساسشان را ابراز کنند

To learn that two people canlook at the same thing
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک موضوع واحد نگاه کنند

But see it differently
ولی برداشت آن ها متفاوت باشد

To learn that it is notalways enough that they be forgiven by others
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست همدیگر را ببخشند

But they must also forgive themselves
بلکه انسان ها باید قادر به بخشش و عفو خود نیز باشند

Thank you for your time, Isaid
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم

?Is there anything else youwould like your children to know
آیا چیز دیگری هم وجود دارد که دوست داشته باشید تا آنها بدانند؟

God smiled and said
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد

Just know that I amhere
فقط اینکه بدانند من اینجا “با آنها” هستم

ALWAYS
همیشه

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر

اين مطلب توسط ارسال شده درباره ایشان: