
دلبر با صفـــای من ، می شوی و نمی شوی یاور مه لقــــای من ، می شوی و نمی شوی
بسته به تار موی تو، تا که شوی تو دلبــــرم عاشق خوش ادای من می شوی و نمی شوی
صبر اگر کنم کنون ، مادر تو رضــــــا دهد مهر تو در قفــای من، می شوی و نمی شوی
دیده گشــــــــا مرا ببین، همچو نگار نازنین لعبت آشنــــای من، می شوی و نمی شوی
همچو بهار جانفزا ، عشوه نما تو دلبـــــــرا مونس دلــربای من ، می شوی و نمی شوی
غمزه مکن تو نازنین، هست برادرت رضــا مصلحت ورضای من،می شوی و نمی شوی
شمع و چراغ خانه ای،ماهــــــرخ نکو توئی روشنی ســـرای من، می شوی و نمی شوی
رحم اگر کنی به من،همسرمن شوی کنـون یا که شوی فدای من، می شوی و نمی شوی
ناز اگر فزون کنی،این دل خسته خون کنی با تو بود رضای من، می شوی و نمی شوی
هست حسینی و بدان، عاشق توست در جهان همسر با وفــای من ، می شوی و نمی شوی
سید عباس حسینی
نویسنده : admin | موضوع : آثار پدر | دیدگاه : بدون نظر
بدون دیدگاه