به سایت ادبی ای دوست خوش آمدید .
  بازدید کننده محنرم ، ده مطلب آخر را در این صفحه مشاهده مینماید ، برای دیدن مطالب دیگر از صفحات دیگر و یا از کادر جستجو استفاده نماید.



 

گرچه عده ای از آن بد مي گويند، گرچه هر روز بيشتر از روز قبل اخبار مشکلات آن را مي خوانم و مي شنوم، گرچه شواهد نشان مي دهد كه … و گرچه خيلي ها تحمل حتي يك روز ديگر ديدن آنرا ندارند،
لیک،گذشت هر روز، دور از او، مرا بيشتر دلتنگ مي كند و در دل كاملاً اطمينان دارم كه آينده آن آبستن طلايي ترين و مشعشع ترين حوادث عالم خواهد بود همچنان كه گذشته اش نيز.

نيازمندانه مشتاقم كه روزي به دور از هر قيد و بندي بازگردم و بهترين ايام زندگي خود را صرف شكوفايي و بالندگي آن نمايم. اي ايران عزيز،‌ اي وطن مألوف، تا ابد فكرت در وجود من اجين خواهد بود.

کجایی ای دیار دور ، ای گهواره‌ ی دیرین…
که از نو، تن به آغوشت سپارم در دل شب‌ها
به لالای نسیمت کودک ‌آسا دیده بربندم
به فریاد خروست دیده بردارم
ز کوکب‌ها سپس، صبح تو را بینم
که از بطن سحر زاید دیار دورِ من،
 ای خاک بی‌همتای یزدانی
خیالت در سر زرتشت و مهرت در دل مانی
 تو را ویران نخواهد ساخت فرمان تبهکاران
تو را در خود نخواهد سوخت آتش های شیطانی
اگر من تلخ می گریم، چه غم زیرا تو می‌خندی
و گر من زود می میرم، چه غم زیرا تو میمانی
بمان تا دوست یا دشمن تو را همواره بستاید                                                                                               

 نادر نادرپور
فرستنده : ر.س

 

نویسنده : admin | موضوع : مقاله | دیدگاه : بدون نظر

اين مطلب توسط ارسال شده درباره ایشان: