به سایت ادبی ای دوست خوش آمدید .
  بازدید کننده محنرم ، ده مطلب آخر را در این صفحه مشاهده مینماید ، برای دیدن مطالب دیگر از صفحات دیگر و یا از کادر جستجو استفاده نماید.



 

صد بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

صد بار دلم رفت و به دام محن افتاد

صدبار دلم پر زد و صد بار خروشید

چون بلبل پر بسته به یاد چمن افتاد

در اوج جوانی که مرا قوت جان بود

دیدی که کژی یکسره بر جان و تن افتاد

یکبار که عاشق شدم از عمق وجودم

افسوس که هنگامه ی پیری به من افتاد

مدیریت سایت

 

نویسنده : admin | موضوع : چهارپاره , غزل | دیدگاه : بدون نظر

اين مطلب توسط ارسال شده درباره ایشان: