اسیــــــــر زلف تو گشتم ولی نمی دانم هزار کلک هنر ،صنع کردگار اینجاست
اگر که جلوه حسنت به روزگار افتـــــد میان لعل لبت ،شکرین سخــــا اینجاست
به دام عشق گرفتارمست روی توگشت میان خلق،پریشان ومبتـــــــــلا اینجاست
دو ابرویت شده خنجر بقلب این عـاشق وزان دو نرگس شهـلا ببین بلا اینجاست
دریچه ای که برویم گشـوده ای دوست هزار جلوه زیبا وآشنــــــــــــــا اینجاست
بزن به قلب من این تیر تا هلاک شـوم که این هلاک مرا بودن ورخـا اینجاست
که من حسینی عاشق بنام عبـــــــــاسم به عشق روی تو مفتونم وجـزا اینجاست.
سید عباس حسینی
نویسنده : admin | موضوع : آثار پدر | دیدگاه : بدون نظر
بدون دیدگاه