حاشا
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنــــا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشـــــا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر، ناگه رقيب آيـــــــد ز در
گفتم که با افسون گری او را زسر وا می کنم
گفتی که تلخی های می، گـــر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گــــــــوارا می کنم
…
سیمین بهبهانی







